باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
-
تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 3:22
آسمانش را گرفته تنگ در آغوشابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.باغ بی برگی،روز و شب تنهاست،با سکوت پاکِ غمناکش.سازِ او باران، سرودش باد.جامه اش شولای عریانیست.ورجز،اینش جامه ای باید . بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد .باغبان و رهگذران نیست .باغ نومیدانچشم در...
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 10:44
زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم طُره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم غم اَغیار مخور تا نکُنی ناشادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگِ گُل...
دیری است دلم در به در و خانه به خانه
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 13:30
دیری است دلم در به در و خانه به خانه تا کی، به که یابد ز تو ای عشق نشانه دانی که چه ئی از پس این در به دری ها؟ خواب سحری در پی کابوس شبانه از خون دلم بر ورق جان کلماتی است پیکی که دلم سوی تو کرده است روانه با شور تو، خون می زند از سینه برونم چون ساقه که بشکافدش از پوست، جوانه خواهم که چو ققنوس بسوزم...
باغ بي برگي كه مي گويد كه زيبا نيست؟
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 13:30
آسمانش را گرفته تنگ در آغوشابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش.باغ بی برگی،روز و شب تنهاست،با سکوت پاکِ غمناکش.سازِ او باران، سرودش باد.جامه اش شولای عریانیست.ورجز،اینش جامه ای باید .بافته بس شعله ی زرتار پودش باد .گو بروید ، هرچه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد .باغبان و رهگذران نیست .باغ نومیدانچشم در ر...